صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 79
الشواهد الربوبية في المناهج السلوكية ( مقدمه فارسى وحواشي سبزوارى )
آوردهاند بيشاز اين توقع نداريم . غزالى پابند بقواعد فلسفي نيست و در درك مشكلات فلسفه كاملا راجل است . اين مطلب را هم بايد دانست كه : در مدارس ايران در اواسط نضج فلسفهء مشاء ، فلسفهء اشراق در مقابل مكتب مشّاء به تمام قد ايستاد و بالأخره در كثيرى از مسائل مسلك مشّاء را تحت الشّعاع خود قرار داد و اصولا اين معنى بايد روشن شود كه دانشمندان اسلامى در هرعصرى در تحول علم و معرفت چه اندازه مؤثر بودهاند از چهل يا پنجاه سال قبل باينطرف كه سبك بحث مستند در ايران رواج يافته است و دانشمندان ما به تبع محققان اروپائى سبك تحقيق قديم را تغيير دادهاند در اظهار عقيده نسبت به يك قسمت از علومى كه محل پرورش آنها ايران بوده است و يا در دورههاى اسلامى بوجود آمدهاند دچار اشتباهاتى شدهاند . تحقيقات عميقى را كه دانشمندان اسلامى در معارف بشرى نمودهاند به صرف تشابه الفاظ و يا ذكر اين أقوال در كلمات قدما بطور ابهام يك سلسله مطالب عالى را بر خلاف حق و حقيقت مستند به دورانهاى قبل از اسلام نمودهاند . اصولا نميتوان زحمات اين دانشمندان را ناديده گرفت و ثمرهء أفكار آنها را در كتب ديگران جستجو نمود ، مثلا تصوّف به اين سبك و به اين روش و با اين تحقيقات عاليه وليده أفكار عرفاى اسلامى است . و مأخذ صحيح آن كتاب با بركت قرآن و مأثورات أهل عصمت و طهارت است . اگر اقوام ديگرى نيز داراى تصوّف بودهاند و يا در كتب فلاسفهء قديم مشابه اين أفكار وجود داشته است دليل نميشود كه دانشمندان ما مستقيما از آن آثار بهره بردهاند ، آثارى كه چهبسا از نظر آنان دور بوده است .